به گزارش تحریریه، اعلام اخیر کره شمالی مبنی بر اینکه پرونده «خلع سلاح هستهای» به صورت «برگشتناپذیر» بسته شده است، یکی از مهمترین تحولات امنیتی سالهای اخیر در شرق آسیا محسوب میشود. مقامهای پیونگیانگ در واکنش به افزایش همکاریهای نظامی آمریکا و کره جنوبی تأکید کردهاند که جایگاه این کشور به عنوان یک قدرت هستهای تثبیت شده و هیچگونه مذاکرهای درباره کنار گذاشتن زرادخانه هستهای در دستور کار قرار ندارد. این موضعگیری نه یک تغییر تاکتیکی، بلکه نتیجه بیش از سه دهه مناقشه، مذاکره، تحریم، توافق و شکست دیپلماتیک میان کره شمالی و جامعه بینالمللی است.
رسانهها و اندیشکدههای غربی معتقدند آنچه امروز در سیاست هستهای کره شمالی مشاهده میشود، حاصل یک روند تدریجی اما مستمر است که از دهه ۱۹۹۰ آغاز شد و اکنون با مشاهده اتفاقی که برای ایران رخ داد و هدف حملات آمریکا قرار گرفت، این کشور باید تثبیت بازدارندگی هستهای خود را تکمیل کند. درک این تحول بدون بررسی تاریخچه برنامه هستهای پیونگیانگ و تلاشهای نافرجام برای مهار آن امکانپذیر نیست.
آغاز برنامه هستهای و نخستین بحرانها
ریشههای برنامه هستهای کره شمالی به دهه ۱۹۵۰ و همکاریهای فنی این کشور با اتحاد جماهیر شوروی بازمیگردد. در دهه ۱۹۶۰ مرکز تحقیقات هستهای یونگبیون تأسیس شد و به تدریج زیرساختهای لازم برای فعالیتهای هستهای شکل گرفت. با این حال، برنامه هستهای کره شمالی تا دهه ۱۹۸۰ وارد مرحله راهبردی نشد.
پیونگیانگ در سال ۱۹۸۵ به پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) پیوست، اما از همان ابتدا درباره میزان دسترسی بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی اختلافاتی وجود داشت. در اوایل دهه ۱۹۹۰، آژانس نسبت به برخی فعالیتهای اعلامنشده کره شمالی ابراز تردید کرد و خواستار بازرسیهای گستردهتر شد. این درخواستها با مخالفت شدید پیونگیانگ مواجه شد و نخستین بحران هستهای شبهجزیره کره شکل گرفت.
در سال ۱۹۹۳ کره شمالی تهدید کرد از پیمان NPT خارج خواهد شد. تنش میان واشنگتن و پیونگیانگ به سطحی رسید که حتی احتمال اقدام نظامی آمریکا نیز مطرح شد. با این حال، مذاکرات فشرده دیپلماتیک در نهایت به «توافق چارچوبی» سال ۱۹۹۴ میان دو کشور انجامید. بر اساس این توافق، کره شمالی فعالیت برخی تأسیسات هستهای خود را متوقف میکرد و در مقابل، کمکهای انرژی و ساخت راکتورهای آب سبک دریافت میکرد.
فروپاشی توافق و خروج از NPT
توافق ۱۹۹۴ تا حدودی بحران را مهار کرد، اما بیاعتمادی متقابل هیچگاه از میان نرفت. با روی کار آمدن دولت جورج بوش در آمریکا و قرار گرفتن کره شمالی در فهرست «محور شرارت» در سال ۲۰۰۲، روابط دو کشور وارد مرحله جدیدی از تنش شد.
آمریکا مدعی بود که پیونگیانگ به طور مخفیانه برنامه غنیسازی اورانیوم را دنبال میکند؛ ادعایی که کره شمالی آن را رد میکرد. در مقابل، مقامهای کره شمالی واشنگتن را به نقض تعهدات توافق ۱۹۹۴ متهم میکردند.
سرانجام در ژانویه ۲۰۰۳، کره شمالی به طور رسمی از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای خارج شد. این اقدام از نظر حقوق بینالملل اهمیت زیادی داشت، زیرا نخستین بار بود که یک کشور عضویت خود در NPT را به طور کامل لغو میکرد.
از دیدگاه پیونگیانگ، خروج از پیمان واکنشی به تهدیدهای امنیتی آمریکا بود؛ اما از نگاه غرب، این اقدام نشانه آشکار حرکت کره شمالی به سمت تولید سلاح هستهای محسوب میشد.
مذاکرات ششجانبه و توافق مهم سال ۲۰۰۷
برای جلوگیری از تشدید بحران، مذاکرات ششجانبه با مشارکت آمریکا، چین، روسیه، ژاپن، کره جنوبی و کره شمالی آغاز شد. این مذاکرات چندین سال ادامه یافت و در مقاطعی پیشرفتهایی نیز حاصل شد.
مهمترین دستاورد این روند در فوریه ۲۰۰۷ به دست آمد. بر اساس توافق حاصلشده، کره شمالی پذیرفت راکتور هستهای یونگبیون را تعطیل کرده و بخشی از فعالیتهای هستهای خود را متوقف کند. در مقابل، کمکهای انرژی دریافت میکرد و روند عادیسازی روابط با آمریکا آغاز میشد.
این توافق در ابتدا موفقیتآمیز به نظر میرسید. بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی به یونگبیون بازگشتند و در سال ۲۰۰۸ برج خنککننده این مجتمع هستهای در اقدامی نمادین تخریب شد. بسیاری از ناظران تصور میکردند بحران هستهای کره شمالی وارد مسیر حلوفصل شده است.
اما اختلافات بر سر نحوه راستیآزمایی تعهدات، دسترسی بازرسان به تأسیسات اعلامنشده و تداوم بیاعتمادی سیاسی میان دو طرف، توافق را به بنبست کشاند. در سال ۲۰۰۹ کره شمالی از مذاکرات ششجانبه خارج شد و فعالیتهای هستهای خود را از سر گرفت.
بسیاری از تحلیلگران غربی امروز معتقدند شکست توافق ۲۰۰۷ آخرین فرصت واقعی برای توقف برنامه هستهای کره شمالی بود. پس از آن، روند توسعه توان هستهای این کشور شتاب گرفت و فاصله میان اهداف آمریکا و خواستههای پیونگیانگ به تدریج غیرقابل جبران شد.
آزمایشهای هستهای و شکلگیری بازدارندگی
کره شمالی نخستین آزمایش هستهای خود را در سال ۲۰۰۶ انجام داد. این آزمایش اگرچه از نظر فنی محدود بود، اما نشان داد که پیونگیانگ وارد باشگاه قدرتهای هستهای شده است.
در سالهای بعد، آزمایشهای هستهای جدید و توسعه برنامه موشکی ادامه یافت. همزمان موشکهای بالستیک با بردهای مختلف، از موشکهای کوتاهبرد تاکتیکی تا موشکهای قارهپیما، در دستور کار قرار گرفتند.
از دیدگاه رهبران کره شمالی، تجربه عراق، لیبی و برخی کشورهای دیگر ثابت کرده بود که تنها یک بازدارندگی معتبر هستهای میتواند بقای نظام سیاسی را تضمین کند. به همین دلیل، برنامه هستهای از یک ابزار چانهزنی سیاسی به ستون اصلی راهبرد امنیت ملی این کشور تبدیل شد.
دیپلماسی ترامپ؛ فرصت تاریخی یا شکست بزرگ؟
با روی کار آمدن دونالد ترامپ، روابط واشنگتن و پیونگیانگ وارد مرحلهای کمسابقه شد. سال ۲۰۱۷ با تبادل تهدیدهای لفظی شدید میان دو طرف آغاز شد. ترامپ از «آتش و خشم» سخن میگفت و کره شمالی نیز آزمایشهای موشکی خود را ادامه میداد.
اما در سال ۲۰۱۸ روندی کاملاً متفاوت شکل گرفت. ترامپ و کیم جونگ اون در سنگاپور دیدار کردند؛ نخستین دیدار میان رهبران دو کشور در تاریخ. این نشست امیدهای فراوانی برای حل بحران هستهای ایجاد کرد.
بیانیه سنگاپور شامل تعهدات کلی درباره عادیسازی روابط و حرکت به سمت خلع سلاح هستهای بود، اما فاقد جزئیات اجرایی و جدول زمانی مشخص بود. به همین دلیل، اختلافات اساسی میان دو طرف همچنان باقی ماند.
نشست دوم در هانوی ویتنام در سال ۲۰۱۹ برگزار شد. در این دیدار، کره شمالی پیشنهاد تعطیلی بخشی از تأسیسات یونگبیون را در برابر لغو بخشی از تحریمها مطرح کرد. اما دولت ترامپ خواهان امتیازات گستردهتر و برچیدن بخش عمده برنامه هستهای بود.
این اختلاف باعث شکست مذاکرات شد و نشست هانوی بدون توافق پایان یافت. دیدار بعدی در منطقه غیرنظامی میان دو کره نیز نتوانست بنبست را بشکند.
تحلیلگران غربی معتقدند دولت ترامپ بیش از اندازه بر روابط شخصی رهبران دو کشور تکیه کرد و نتوانست اختلافات ساختاری را حل کند. از سوی دیگر، بسیاری از کارشناسان بر این باورند که کره شمالی اساساً هیچگاه قصد کنار گذاشتن کامل توان هستهای خود را نداشت و مذاکرات را بیشتر ابزاری برای کاهش فشارهای اقتصادی میدید.
راهبرد جدید؛ پایان خلع سلاح و افزایش زرادخانه
در سالهای اخیر، کره شمالی به طور فزایندهای بر مفهوم «قدرت هستهای دائمی» تأکید کرده است. قوانین داخلی این کشور نیز جایگاه هستهای آن را تثبیت کردهاند.
در ماههای اخیر، رسانههای غربی گزارش دادهاند که کیم جونگ اون شخصاً از تأسیسات جدید تولید مواد هستهای بازدید کرده و خواستار افزایش «تصاعدی» زرادخانه هستهای کشور شده است. تصاویر منتشرشده از این بازدیدها نشان میدهد که پیونگیانگ در حال توسعه ظرفیت غنیسازی اورانیوم و افزایش تولید مواد شکافتپذیر است.
برخی برآوردها حاکی از آن است که تأسیسات جدید میتوانند ظرفیت تولید مواد مورد نیاز برای ساخت کلاهکهای هستهای را به طور قابل توجهی افزایش دهند. همزمان، توسعه موشکهای بالستیک قارهپیما، موشکهای سوخت جامد و سامانههای تاکتیکی هستهای نیز ادامه دارد.
از نگاه تحلیلگران غربی، هدف اصلی این اقدامات افزایش هزینه هرگونه اقدام نظامی احتمالی علیه کره شمالی است. پیونگیانگ تلاش میکند این پیام را منتقل کند که هرگونه حمله به این کشور با پاسخ هستهای و خسارتهای غیرقابل قبول همراه خواهد بود.
آینده پرونده هستهای کره شمالی
اعلام رسمی پایان پرونده خلع سلاح هستهای نشان میدهد که پیونگیانگ دیگر حاضر نیست درباره اصل داشتن سلاح هستهای مذاکره کند. در بهترین حالت، مذاکرات آینده ممکن است بر کنترل تسلیحات، مدیریت بحران یا کاهش خطر درگیری متمرکز شود، نه نابودی کامل زرادخانه هستهای.
به همین دلیل، بسیاری از رسانهها و اندیشکدههای غربی معتقدند هدف سنتی «خلع سلاح کامل، قابل راستیآزمایی و برگشتناپذیر» عملاً دستنیافتنی شده است. کره شمالی اکنون خود را یک قدرت هستهای تثبیتشده میداند و راهبرد امنیتی خود را بر پایه بازدارندگی هستهای بنا کرده است.
در چنین شرایطی، شرق آسیا وارد مرحلهای جدید از رقابت راهبردی شده است؛ مرحلهای که در آن پرونده خلع سلاح هستهای کره شمالی، دستکم در آینده قابل پیشبینی، بسته به نظر میرسد و تمرکز بازیگران منطقهای بیش از هر زمان دیگری بر مدیریت تهدید و حفظ موازنه بازدارندگی قرار خواهد گرفت.
پایان/













نظر شما